السيد محمد حسين الطهراني

74

معاد شناسى (فارسى)

به افق بالاتر از بدن تعلّق نگرفته است تا آنها را از تعلّق به اشياء بدنيّه به خود مشغول دارد ، چون از بدن خود مفارقت نمايند ممكن است اين علاقه و اشتياقى كه به بدن دارند ، آنها را به بعضى از بدن‌هائى كه استعداد و قابليّت و شأنيّت تعلّق نفس به آنها را دارد ، تعلّق دهد ؛ چون اين نفوس طالبند و آن بدن‌ها ماهيّات هيئت اجسام مىباشند . و اين بدن‌ها ، بدن‌هاى انسان يا حيوان نيستند ؛ چون به بدن انسان يا حيوان فقط و فقط نفس خود آنها تعلّق ميگيرد ، پس بنابراين جائز است كه اجرام سماوى باشند ، بدون اينكه اين نفوس ، نفوس آن اجرام گردند و يا جنبهء تدبير آنها را به دست گيرند ، بلكه فقط آن اجرام را براى تصوير صور و امكان نقش خيال ، استعمال و استخدام مىكنند . و پس از اين استعمال و استخدام نفوسْ آن أبدان فلكيّه را ، در آنها صورت‌هائى كه مورد اعتقاد آنها و در قوّهء واهمهء آنها بوده است را ايجاد مىكنند ؛ پس اگر اعتقادش در نفس خود و در افعال خود خير باشد ، مشاهدهء خيرات اخرويّه مىنمايد ، بر حسب آنچه را كه قوّهء خيال او حكم كرده است ، و گرنه مشاهدهء عذاب و عقاب مىكند ، برحسب آنچه در اعتقاد خودش و افعالش شرّ در نظر داشته است . و گفته است كه : جائز است آن جرم بدنى ، متولّد از هواها و گازها بوده و با مزاج جوهرى كه مسمّى به روح است و هيچيك از طبيعيّون شكّ ندارد كه نفوس به آنها تعلّق ميگيرند نه به بدن‌ها ، نزديك و سازگار باشد .